مدیریت نگرش هنر یادگیری زندگی خلاق می باشد که درآن فرد قادر می گردد تا مرز بین حقایق و واقعیت ها را کشف کند.
منظور از حقایق اندسته از موضوعاتی است که وجود دارند اما غیر قابل تغییر می باشند مانند حضور خدا، حضور من و شما و مرگ فداکارانه عیسی مسیح بر روی صلیب. واقعیت ها منظور اندسته از موضوعاتی است که وجود دارند اما قابل تغییر می باشند مانند بیماری ها، مشکلات و موضوعاتی که روزمره می توان با آن روبرو شد. این موضوع از انجا اهمیت والای پیدا می کند هنگامیکه ما درک کنیم رشد فزاینده اطلاعات و حجم بمباران های اطلاعاتی که دایم رو بسوی تزاید است بر نگرش و باورهای ما تاثیر بسزایی دارند و گاها قدرت تفکر را از ما می گیرند و ما را تحت تاثیر همتایان و همنوعان خود قرار می دهد. در همین رابطه دکتر ریچارد استاک میگوید انسانیت ما بستگی به توانایی ما در فکر کردن و گفتگو با یکدیگر دارد.
به داستان زیر توجه کنید
در یک مسابقه فوتبال پزشکی ک در اتاق کمک های اولیه ورزشگاه بیماری ۵ نفر از مراجعان خودرا مسمومیت غذایی تشخیص داد. مدتی بعد که پزشک معالج متوجه شد که دلیل مسمومیت غذایی این افراد نوشیدن نوشابه از دکه نوشابه فروشی ورزشگاه بوده است درخواست که از بلند گوهای ورزشگاه اعلام کنند که افراد از آن دکه دیگر نوشابه نخرند. پس از اعلام این خبر بیش از ۲۰۰ نفر به دفتر کمک های اولیه ورزشگاه مراجعه کردند و اعلام کردند که در خود علایم مسمومیت را مشاهده می کنند. در همین راستا حال نیمی از افراد آنقدر بد شد که مجبور به فرستادن ایشان بطور اورژانس به بیمارستان شدند . ساعاتی بعد، پس از تحقیقات بیشتر دکتر معالج دریافت که علت مسمومیت غذایی ۵ بیمار اولیه نتیجه غذایی است که ایشان در رستوران سر راه خورده اند و نه لزوما نوشابه های دکه نوشابه فروشی ورزشگاه . پس از اعلام این خبر خصوصا به آندسته از افرادی که در بیمارستان بودند وضع ایشان بطور معجزه آسایی بهبود یافت.
نکته داستان در اینجاست که نگرش همچون یک بیماری واگیر دار می باشد که دارای سرعت پخش بالا می باشد و چنانچه ما خود را در برابر آن مصون نکنیم و نگرش خود را مدیریت و کنترل نکنیم زندانی نگرش های نادرست خود می گردیم و در یک چرخه بسته به زندگی ادامه می دهیم همانطور که در داستان فرد بیمار در انجیل یوحنا در زیر می خوانیم. م
انجیل یوحنا فصل ۵ ایات ۱ - ۱۶
. و بعد از آن يهود را عيدي بود و عيسي به اورشليم آمد. ۲- و در اورشليم نزد باب الضّان حوضي است كه آن را به عبراني بيت حسدا مي گويند كه پنج رولاق دارد.۳- و در آنجا جمعي كثير از مريضان و كوران و لنگان و شلان خوابيده، منتظر حركت آب مي بودند . زیرا هر از چندی یکی از فرشتگان خداوند نازل می شد و آب را حرکت می داد اولین کسی که پس از جنبش آب وارد حوض می شد،از هر مرضی که داشت شفا می یافت.۵- و در آنجا مردي بود كه سي و هشت سال به مرضي مبتلا بود.۶- چون عيسي او را خوابيده ديد و دانست كه مرض او طول كشيده است، بدو گفت: آيا مي خواهي شفا يابي؟ ۷- مريض او را جواب داد كه اي آقا كسي ندارم كه چون آب به حركت آيد، مرا در حوض بيندازد، بلكه تا وقتي كه مي آيم، ديگري پيش از من فرو رفته است. ۸- عيسي بدو گفت: برخيز و بستر خود را برداشته، روانه شو!۹- كه در حال، آن مرد شفا يافت و بستر خود را برداشته، روانه گرديد. و آن روز سبت بود. ۱۰- پس يهوديان به آن كسي كه شفا يافته بود، گفتند: روزسبت است و بر تو روا نیست که بستر خود را برداری . ۱۱- او در جواب ايشان گفت: آن كسي كه مرا شفا داد، همان به من گفت بستر خود را بردار و برو.۱۲- پس از او پرسيدند: كيست آنكه به تو گفت، بستر خود را بردار و برو؟ ۱۳- لیکنآن شفا یافته نمی دانست که بود، زیرا که عیسی ناپدید شد چون در آنجا ازدحامی بود. ۱۴- و بعد از آن، عيسي او را در هيكل يافته بدو گفت: اكنون شفا يافته اي. ديگر خطا مكن تا براي تو بدتر نگردد.۱۵- آن مرد رفت و يهوديان را خبر داد كه آنكه مرا شفا داد، عيسي است.۱۶- و از این سبب یهودیان بر عیسی تعدی می کردند، زیرا که این کار را در روز سبت کرده بود.
بخش اول: نگرش فرد تکلیف کامیابی و یا ناکامی او را معین می کند نگاه کنید به آیات ۵- ۷
در این آیات متوجه گفتگو عیسی با فرد نیازمندی هستیم که در میان جماعت به انتظار برای تغییر نشسته است. این فرد به مدت ۱۳،۸۷۰ روز یعنی ۵۴۶ ماه بر حسب نگرش (باور) خود برای پاسخگویی به نیاز خود در انتظار حرکت آب نشسته بود . زیرا همانطور که کلام می گوید باور / نگرش مردم منطقه بر این بود که سالی یکبار فرشته خدا آمده و آب را بحرکت در می آورد و اولین فردی که وارد استخر شود بهبود می یابد.
عیسی در این گفتگوی کوتاه بدنبال این نبود تا ببیند که فرد از کجا آمده و به کجا تعلق دارد و یا چه کاری خیری می توان برای او انجام داد بلکه تنها از او یک سوال می کند آیا می خواهی شفا یابی ؟ فرد نیازمند که بمدت ۳۸ وقت ، انرژی و تمامیت خود را بر حسب باور / نگرش خود در انتظار برای تغییر کرده بود بجای اینکه بگوید بله حتما و یا البته که می خواهم فقط بگو چه کار باید انجام دهم پاسخ داد دیگر رمقی ندارم خسته شده ام دیگر نمی کشم و اضافه بر این تازه کسی را هم ندارم که که وقتی آب تکان می خورد مرا در استخر بیندازد. بعبارت دیگر باید گفت این فرد بجای دور کردن نگرانی های خود مسولیت های خود را از خود دور می کرد و در انتظار چیزی در خارج از خود بود.
امروزه عده کثیری از نیازمندان و محتاجان در جامعه ما منتظر حرکت آب هستند و می خواهند خدا فرشته خود را فرستاده تا نقطه کور و یا بن بست های زندگی ایشان را حل کرده و تکان دهد. حقیقت اینجاست که مشکل بسیاری نداشتن نیست بلکه ندانستن و یا کمرنگ کردن حقیقت است که مردم با آن بیگانه اند. کلام خدا در کتاب مقدس در این رابطه بوضوح شرح می دهد که ما خلق شدیم تا تغییر ایجاد کنیم و هدفمند باشیم و درگیر در تکرار مکرارات. به آیات زیر از کتاب پیدایش فصل اول آیات ۲۶ تا ۳۱ لطفا توجه کنید.
انسان به شباهت خدا خلق شد تا رهبر باشد و نه پیرو مشکلات و وقایع اطراف آیه ۲۶
به انسان اقتدار بخشیده شد تا سلطنت کند و نه اسیر باشد. آیه ۲۷
انسان قادر گشت تا بوجود آورد و با دستگیری از یکدیگر زندگی هدفنمد را بسازد. آیه ۲۹-۳۰
همچنین عیسی مسیح در انجیل یوحنا فصل ۱۰ ایه ۱۰ می گوید من آمده ام تا به شما زندگی / حیات بخشم و آنرا به فراوانی به شما عرضه کنم. او نمی گوید من آمده ام تا به شما دستور العمل بدهم و بار سنگین بر دوش شما بگذارم و با محدودیت ها شما را خسته کنم بلکه فروانی در زندکی را هدیه کنم . خدا می خواهد از شما استفاده کند در جهت بوجود آوردن تغییر در زندگی خود و دنیای اطرافتان ولی سوال مهم که باید به آن پاسخ گفت این است که شما در زندگی خود در کجا ایستاده اید و در انتظار چه هستید ؟
بخش دوم، نگرش فرد نمایانگر توقعات او از زندگی است نگاه کنید به آیات ۷ -۹
نگرش ما معرف توقعات ما از زندگی است و اجازه می دهد آنچه را ببینیم، بشنویم و یا حتی حس کنیم که در باور داریم. به داستان زیر توجه کنید.
پدر بزرگی به ملاقات نوه های خود در آخر هفته می رود و پس از صرف غذا طبق معمول همیشه می رود تا چرتی بزند . پس از مدتی بچه ها آمده کمی پنیر بد بو را که قبلا در آشپزخانه رنده کرده اند را بر روی سبیل پر پشت پدر بزرگ می ریزند. مدتی بعد هنگامیکه پدر بزرگ از خواب بلند می شود احساس بوی ناراحت کننده ای را در اطراف خود می کند. به همین دلیل پدر بزرگ برای پیدا کردن عامل این بو ابتدا به آشپزخانه و سپس به تک تک اتاق های منزل رفته و هر جا که می رود این بوی بد را استشمام می کند. درنهایت پدر بزرگ تصمیم می گیرد که به حیاط خلوت خانه منزل رفته تا در آنجا کمی هوای تازه بخورد اما با کمال تعجب متوجه می شود که این بوی بد در آنجا نیز وجود دارد و به همین جهت با لحنی غرغر کنان و طعنه آمیز می گوید انگار همه دنیا را گند گرفته است. نکته اینجاست که وقتی طرز فکر ما به پنیر بد بو آغشته شود تمام دنیا بوی بد می دهد.
همانطور که در این داستان می بینیم فرد نیازمند خود را گروگان تجربیان گذشته خود می داند و در انتظار تغییر در خارج از خود میباشد. جالب اینجاست که بهبودی فرد نتیجه دستگیری او بتوسط فرد دیگر نیست، برای شفا در اب نمی افتد و همچنین عملی خارق العاده رخ نمی دهد بلکه بهبودی او نتیجه تغییر نگرش او نسبت به مشکل خود در نتیجه سوال عیسی می باشد. این سوال ساده و در عین حال چالش برانگیز احتمالا فرد را بخود می آورد تا خود را نسبت به زندگی خود و آنچه که می تواند پیش روی او باشد متعهد کند و بجای درجا زدن به جلو حرکت کند. جالب اینجاست که این فرد حتی این داستان را با دیگران نیز درمیان می گذارد دیگرانی که نگرشی متفاوت با او دارند و بخاطر اینگونه عملکرد او را سرزنش و مواخذه می کنند همانطور که در ایات بعدی می خوانیم. زندگی نتیجه برداشت همان چیزی است که کاشته ایم همانطور که کلام خدا اعلام می دارد در کتاب غلاطیان فصل ۶ آیه ۷
خدا می خواهد از فرد شما در جهت تغییر دنیا اطراف شما استفاده کند اما سوال اینجاست که شما در زندگی در کجا ایستاده اید و در انتظار چه هستید؟
بخش سوم، نگرش فرد نمایانگر می تواند ناملایمات زندگی را تبدیل به موقعیت های فرصت ساز کند. آیات ۱۰ - ۱۶
رهبران مذهب با مواخده کردن فرد بخاطر عملکرد او در روز مذهبی او را مورد سرزنش قرار داده و همچنین بدنبال عامل این موضوع که مشوق این فرد بیمار بوده می گردند تا او را نیز پیدا کرده و مواخده کنند. بعبارت دیگر افراد مذهبی این عمل را شکستن قانون می دانند و تصور می کنند این موضوع اهانت به خدا است و به این شکل نیاز فرد و شفای او را که تمامیت زندگی را تحت شعاع قرار داده است کوچک و بی اعتبار می دانند. جالب اینجاست که خود عیسی مسیح می گوید در این رابطه برای محکوم کردن این رهبران می گوید خدا قوانین را برای انسان داد و نه انسان را برای قانون همانطور که در انجیل مرقس می خوانیم فصل ۲ : ۲۷
همیشه در زندگی افرادی هستند که چون نگرش و تجربیات آنها با دیگران متفاوت است بنا براین آنچه که با باورهای ایشان هماهنگی ندارد درصد رد آن برمی آیند. این موضوع خصوصا در جامعه مذهبی و بسته ما مصداق بسیار دارد که هر چیز می تواند جرم تلقی گردد محض اینکه با نگرش برخی همخوانی ندارد. ناگفته نماند که این موضوع همیشه بوده و احتمالا خواهد بود و امت نمی توانیم افراد اینچنین را از اینگونه تفکر واداریم اما می توان خود را تغییر داد و بجای در جا زدن به جلو رفت. داستان یوسف احتمالا نمونه خوبی در این رابطه می باشد. نگرش یوسف ناملایمات زندگی را بطرز باور نکردنی تبدیل به موقعیتی فرصت ساز برای خود می کند.
یوسف یکی از ۱۲ فرزند یک خانواده عبری بود که بخاطر طرز تفکر و نگرشش مورد بی لطفی برادران بزرگتر خود بود و کار به آنجا کشید که برادران دیگر قابل به تحمل کردن او نبودند و به همین جهت تصمیم گرفتند تا از دست او خلاص شوند و در انتها او را به بردگی فروختند . یوسف در سفر زندگی از فراز و نشیب های بسیاری گذشت اما هیچ فرد و یا هیچ اتفاقی نتوانست نگرش او را از بگیرد. یوسف از خانه و خانواده خود ناخواسته جدا شد > به بردگی فروخته شد > به زندان انداخته شد > در انتظار برای پاسخ خوبی های خود بماند و همه او را فراموش کردند اما در انتها تعهد او نسبت به نگرشش او را به بالا برد و به مقام فرد دوم پس از پادشاه در سرزمین مصر رساند . اینگونه تفکر نه تنها یوسف را نجات داد و آینده او را تضمین کرد بلکه باعث رهایی یک قوم از قحطی و نجات مردمان بسیاری از کشورهای دیگر شد. زندگی عیسی مسیح هم همچنین بود فعالیت های او در طول سه و سال نیم توانست تمام ناملایمات را تبدیل به موقعیت های فرصت ساز کند بگونه ای که هنوز پس از گذشت بیش از ۲۰۰۰ سال هر روزه عده کثیری بخاطر عملکرد او زندگیشان تغییر می کند و ازاد می گردند. امروز شما دوست عزیز یا در ناملایمات زندگی قرار دارید و یا به زودی با آنها روبرو می شوید و یا افرادی را می شناسید که با ناملایمات زندگی درگیر هستند. در هر موقعیتی که باشید شما می توانید تغییر دهنده یک زندگی باشید اما باید ابتدا از خود بپرسید شما در زندگی در کجا ایستاده اید و در انتظار چه هستید؟
نتیجه گیری
مدیریت نگرش یا نگرش درست حاصل سنجش، گزینش و عملکرد می باشد .
سنجش بمفهوم اینکه نگرش فرد تکلیف کامیابی و یا ناکامی او را معین می کند نگاه کنید
گزینش بمفوم اینکه نگرش فرد نمایانگر توقعات او از زندگی است
عملکرد بمفهوم اینکه نگرش فرد نمایانگر می تواند ناملایمات زندگی را تبدیل به موقعیت های فرصت ساز کند
دوست عزیز انسان تابع تحولی است از چهار چوب ذهنی خود و همانطور که سلیمان پادشاه در کتاب امثال خود بعنوان حکیم ترین مرد تاریخ می گوید انسان چون فکر می کند پس وجود دارد. امروز شما می توانید در هر موقعیتی که باشید نگرش خود را تغییر دهید و با رها کردن حوض های خود با عیسی مسیح در زندگی همراه شوید و بسوی آینده برتر حرکت کنید . عیسی می گوید بیایید نزد من ای تمامی زحمتکشان و گرانباران و من شما را آرامی خواهم بخشید. انجیل متی فصل ۱۱ آیه ۲۸ و همچنین در کتاب دوم قرنتیان فصل ۵ آیه ۱۷ اگر کسی در مسیح باشد خلقت تازه ای است چیزهای کهنه درگذشته و همه چیز تازه شده است.
سربلند و پیروز باشید.













