آفرينش برعكس
بعضی اوقات مقالات و موضوعاتی در روزنامه ها و مجلات به چاپ می رسند که باعث میگردند تا در فکر فرو رویم و نسبت به آنها برای مدتی به تفکر و تامل بنشینیم. چندی پیش مقاله ای را مطالعه میکردم که توجه من را بخود جلب کرد. عنوان این مقاله بود آفرینش بر عکس. اجازه دهید این مقاله را برای شما قرائت کنم.
انسان گفت بگذار که قدرت باشد. پس قدرت بوجود آمد وانسان دید که قدرت زیباست. سپس او افرادی که چشم انتظار این قدرت بودند را رهبران بزرگ نامید. این بود روز و شب ششم.
انسان گفت بگذار که شقاق و چند دستگی میان مردم باشد و اختلاف میان مردمی که هواخواه ما هستند و مردمی که مخالف ما هستند، و اینگونه شد. و انسان گروه مخالف را آنها نامید و گروه دوست را ما خواند. و این بود روز وشب پنجم.
انسان گفت بیایید قدرتهای خود را در یکجا جمع کنیم و از آن امپراطوری بسازیم که کنترل کننده تمامی ذهن ها و تفکرات باشد. نیرویی را بسازیم که بتوسط آن رفتار و عملکرد هر فرد را مورد بررسی و کنترل قرار دهیم و بدین وسیله کنترل همه چیز را دردست خود بگیریم. و این بود روز و شب چهارم.
انسان گفت بگذار که سانسورباشد تا بتوانیم بتوسط آن حقیقت را برای خود تبدیل کنیم. پس او بساخت دو دیوان را، دیوان نخست برای اعلام اخبار به آندسته از افراد که در خانه نشسته اند و دیوان دوم برای ارائه اخبار به آنهایی که از خارج از مرزند. و این بود روز و شب سوم.
انسان گفت بیایید سلاحی را بسازیم را که تخریب کننده هر نوع حیات و حرکت بر روی زمین و دریا باشد. پس انسان سلاحی را برای جنگ بساخت، موشک ها و بمب ها، سلاح های شیمیایی و هسته ای و او این سلاح ها را سلاح های امنیتی و باز دارنده نامید. و این بود روز و شب دوم.
انسان گفت بیایید خدایی بسازیم به شباهت خود و تمامی تقصیرها و مشکلات را بگردن او بیاندازیم. پس انسان خدایی بساخت به شباهت خود و در این شباهت او گفت ظلم و بیداد کن و زمین را از حضور خود پر بساز. ویران کن آرامی را، فاسد کن جامعه را، ذلیل کن، بکش و استثمار نما همه را. پس انسان دید آنچه که او ساخت بسیار غم انگیز بود. این بود شب و روز اول.
واقعیت اینجاست که در طول دهه گذشته و خصوصا سال های اخیر این موضوع در جامعه ایرانی رواج بسیار داشته و در نتیجه مردم بدو دسته تقسیم شده اند آنها (مخالفان ما که باورهای ما را نمی پذیرند) و ما (آنانی که متقاعد عقاید ما هستند). نقطه عطف اینجاست که مردم بر اثر این باور ها بجای واگذاری نگرانی های خود اغلب مسولیت های خود را واگذار می کنند و گروه "آنها" و شیطان را مقصر می دانند. امروز بیش از هر زمان دیگر هر یک از ما مسولیت داریم تا هنر زیستن و زندگی متعادل را در جامعه خود پایه گذاری کنیم و تفکر خلاق و پذیرش مسولیت فردی را که بظاهر برای بسیاری رنگ باخته است را جلا دهیم همانطور که جان وودن رهبر بزرگ و مربی معروف تیم بسکتبال امریکا می گوید: قبل ار اینکه فرصت ها پدید آیند ما باید آماده گردیم در غیر اینصورت ما باخته ایم.
بله دوستان امروز بسیاری از ما انسانها برای خود خدایانی میسازیم که بتوان از طریق آن تقصیرا ت و نتایج عملکرد خود را بگردن او انداخت و او را بجای خود مقصر شمارد. اما در واقع حقیقت و واقعیت با آنچه ما می بینیم متفاوت است. حقیقتی که در آن خالق و بوجود آورنده ما خدا در ابتدای خلقت برای ما قرار داد. حقیقتی که اعلام می کند ما بشکل خالق خود آفریده شدیم یعنی به شباهت خالقی بی همتا. خالقی که ما را کامل و بی نظیر خلق نمود و عاشق ماست نه بعنوان مخلوق او بلکه بعنوان عضوی از خانواده او. آیا شما امروز این خالق را می شناسید خالقی که خود را یک پدر عاشق معرفی می کند.
کتاب مقدس میگوید خالق و بوجود آورنده جهان برای نجات انسان این صنعت دست خود وارد دنیای خود شد. حقیر شد و پست گردید تا باعث نجات و ازادی انسان گردد. انسانی که زیر بارهای سنگین خود خم شده و هیچ امیدی پیش رو خود ندارد. آیا شما این خدای عاشق را می شناسید و می خواهید تا او وارد زندگی شما گردد
اگر دوست دارید تا با این خدای محبت آشنا شوید برای شما اکنون وقت است تا او را بشناسید و تبدیل شوید. بگذارید او حاکمیت زندگی را بدست گیرد و آرامی خود را به شما عطا کند. آرامی که بعد از این با شما درتمام زندگی همراه می گردد. دوست عزیز عیسی مسیح امروز حاضر است تا زندگی شما را در دست خود بگیرد و زندگی شما را تبدیل کند اگر او را بپذیرید.
چنانچه مایلید که دراین زمینه اطلاعات بیشتری را بدست آورید می توانید با ما تماس بگیرید تا شما را دراین زمینه راهنمایی نماییم.













