آنانیکه زنده اند تا تنها زنده بمانند دایم در محدویت های خود بسر می برند و هرگز فراتر از خود نخواهند رفت.
اما آنانیکه متعهد اند تا با استفاده از تواناییها و استعدادهای خدادادی خود فراتر از دنیای خود رفته و فراتر از نیاز های خود زیست کنند جاودانه بر اطرافیان و تاریخ اثر می گذارند. اینطور گفته شده است که بزرگترین روز زندگی ما روزی نیست که در کنار عزیزان و دلبستگان خود بسر ببریم و یا به استراحت بپردازیم و از زندگی کمال لذت را ببریم. بلکه بزرگترین روز زندگی ما روزی است که تمامیت وجودی خود را معطوف به هدفی والاتر از خود کنیم.
تاریخ به ما نشان می دهد که مردان و زنان و قهرمانانی که باعث تغییر تاریخ شدند اینگونه تفکر و عمل می کردند. نوح با ساختن کشتی بزرگ زندگی خود را متعهد، برای نجات نسل و آینده برتر کرد. او علیرغم تمامی سختنی ها، دشمنی ها و مشکلات اطراف در طول تمام سالهایی که کشتی (رویا و یا تعهد خود را) می ساخت بر تعهد خود پایبند بود. ابراهیم سرگردان اما متعهد و در پیروی از پروردگار خود به تنهایی ادامه داد. دانیال و سه دوست او برای حقیقتی که خود را به آن متعهد می دانستند زندگی خود انکار کردند و آبا نورزیدند که در آتش انداخته شود زیرا می دانست خدای او قادر است تا او را رهایی بخشد. عیسی عشق ورزید و محبت نمود و برای تعهد عظیم خود یعنی رهایی و نجات انسان از خود و از مذهب ، خود را فدیه بشر کرد و بخاطر آن تعهد آزادی را برای انسان به ارمغان آورد.
تعهد یکی انتخاب است در برابر شرایط اطراف
تعهد قدمی به جلو است بگونه ای که یک ایده را تبدیل به یک عمل می کند.
تعهد سر سپردگی به آینده برتر است که فراتر از نیازهای شخصی عمل می کند.
اما شما در زندگی به چه چیزی متعهد اید ؟ آیا تعهد شما بر حسب نیاز و وظیفه است یا تعاملی است برای تغییر دنیای اطراف؟













